ابراهيم عاملي ( موثق )

262

تفسير عاملي ( فارسي )

روز امروز است اى صوفىوشان كى بود از دى و از فردا نشان آن كه از حقّ نيست غافل يك نفس ماضى و مستقبلش حال است و بس از حسين منصور قدّس سرّه منقول است كه فرموده‌اند : غائب از حقايق سؤال الست چگونه جواب دهد ؟ پس سر مخاطب و مجيب بغايت ناز گشت . مصراع : « هم خود الست گويد و هم خود بلى كند » و در بعضى نسخ چنين گويد : تو در ميانه هيچ نه اى هر چه هست او است هم خود الست گويد و هم خود بلى كند روح البيان : در تأويلات نجميّه گفته است : خداوند با هيچ يك از موجودات پيش از آن كه موجود شوند سخن نگفت مگر با آدمى كه هنوز موجود نشده با او سخن گفت و او هم موجود نبوده پاسخ گفت ، پس با نبوده بروش موجودات رفتار كرد و حالت بودنى به آنها داد پس آغاز او مانند انجام او است و عاقبت كارش به آنجا مىرسد كه از آن آغاز شده است يعنى خداوند چشم و گوش و زبان او است چنان كه خود فرموده است : « كنت له سمعا و بصرا و لسانا فبى يسمع و بي يبصر و بي ينطق » و جنيد مقصودش همين بوده است كه گفته است : انجام برگشت بآغاز است و عاقبت كار به آنجا است كه از آن پديدار شده است . تفسير عبده : يعنى متوجّه باش اى پيغمبر آنچه را كه خداوند بموجب فطرت و عقل پيمان گرفت از عموم بنى آدم آنگاه كه از پى يكدگر بيرونشان آورد و بر فطرت و خوى اسلام آفريدشان . « مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ » 173 مجمع : قاريهاى كوفه و ابن كثير « ذرّيّتهم » به صورت مفرد خوانده‌اند و ديگر قاريها « ذرّيّاتهم » به صورت جمع قرائت كرده‌اند ، و كلمات « مِنْ ظُهُورِهِمْ » بدل است از بنى آدم و معنى چنين است : خارج كرد خدا از پشت بنى آدم ذرّيّه و نسل او را . « ألَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى » 173 كشف نوشته است شيخ الاسلام انصارى گفت قدّس اللَّه روحه : كرم گفت « ألَسْتُ بِرَبِّكُمْ » بر گفت « بلى » چون داعى و مجيب يكى